تبلیغات
آیپاک

همایت از ما
لوگو در برابر لوگو

*زمان ثبت اختراع

به جرأت می‏توان ادعا كرد، اگر "انهدام قابل پیش‏بینی و قریب‏الوقوع امپراتوری عثمانی"، در نیمة اول قرن نوزدهم، خصوصاً وقوع "جنگ‏های كریمه" و عواقب آن، حادث نمی‏شد و در یك كلام، موضوعی تحت نام "مسألة شرق" (كه پیش از این در رابطه با آن توضیح داده‏ایم) وارد معادلات سیاسی اروپا نمی‌شد، بنیان‏گذاران "صهیونیزم" چنین مجال و عرصة فراخی برای خودنمایی پیدا نمی‏كردند و تفكراتشان مورد عنایت سرمایه‏داران یهودی و مسیحی قرار نمی‏گرفت.
در این رابطه، جمله‏ای متعلق به "ماكس نوردو" از تئوریسین‏های صهیونیزم و یكی از رؤسای "آژانس یهود" در اواخر قرن نوزدهم هم بسیار روشنگر خواهد بود. وی در همان شرایط بین‏المللی پس از "جنگ‏های كریمه" و آغاز سقوط مرگبار امپراتوری‏های عثمانی، روسیة تزاری و اتریش نوشته است: "آن زمان فرا رسیده بود كه اگر صهیونیزمی هم وجود نداشت، بریتانیای كبیر، آن را اختراع كند".
به این ترتیب، "بریتانیای كبیر" به عنوان بزرگ‏ترین استعمارگر جهان در آن روز، و مهم‏ترین كانون فعالیت نخبگان اقتصادی و سرمایه‏داران یهودی، از سال 1840 همزمان با تصرف بندر "عكا" تمایل و گرایش خود را به مسلك سیاسی "صهیونیزم" نشان داد و از نیمة دوم قرن نوزدهم - خصوصاً پس از جنگ‏های كریمه - به عنوان بزرگ‏ترین حامی "صهیونیزم"، ایفای نقش كرد. نقش انگلیس در جنبش صهیونیزم به قدری كلیدی و سرنوشت‏ساز بود كه گروهی از صهیونیست‏ها برای این كشور "ارزش و اعتباری همانند "كورش" قائل شدند.( كورش، پادشاه هخامنشی است كه مطابق با متن تورات، به عنوان ناجی یهودیان شناخته می‏شود زیرا یهودیان به اسارت گرفته شده توسط حكومت بابل را آزاد كرد و به اورشلیم بازگرداند)

*هرتسل؛ پیامبر صهیونیزم

جنبش "صهیونیزم" تا سال 1896، از انسجام كاملی برخوردار نبود و عمدتاً حول محور مهاجرت یهودیان به فلسطین و تشكیل شهرك‏ها و آبادی‏های یهودی‏نشین در این سرزمین فعالیت می‏كرد و برنامه آشكار خاصی در جهت تشكیل یك نظام سیاسی مستقل در فلسطین را ارائه نداده بود، اما در این سال، كتابی كوچك با نام "دولت یهود" منتشر شد كه باید آن را "اولین اساسنامة تأسیس دولت یهودی" دانست. نویسندة این كتاب، شخصی بود به نام "بنیامین زیب بن ژاكوب هرتسل" كه در مطبوعات و محافل سیاسی اروپا با نام "تئودور هرتسل" شناخته می‏شد. وی در سال 1860، یعنی چهار سال پس از پایان "جنگ‏های كریمه"، در اروپای شرقی به دنیا آمد و 36 سال بعد با انتشار تنها كتاب خود، رهبری "جنبش صهیونیزم" را به دست گرفت. كتاب "دولت یهود" را "تورات صهیونیزم" نیز لقب داده‏اند، پس عجیب نخواهد بود كه عنصری مانند سوكولف، نویسندة این كتاب را "پیامبر" نیز بنامد. او یك یهودی ثروتمند نبود و زندگی خود را نیز صرف بانكداری و رباخواری نكرد، بلكه در رشتة حقوق ادامه تحصیل داد و از دانشگاه "وین" درجه دكترا اخذ نمود. پس از مدتی اشتغال به وكالت را رها كرد و به روزنامه‏نگاری پرداخت. حضور او در فضای مطبوعاتی پرحرارت در اروپای قرن نوزدهم - كه مطبوعات دوران طلایی خود را طی می‏كردند - باعث افزایش آگاهی‏های وی از تحولات پی‏درپی و تعیین كننده در شرق و غرب عالم شد. خود وی مدعی شده است، یك حادثه، مسیر زندگی او را تغییر داد. این حادثه در تاریخ به نام "ماجرای دریفوس" شهرت دارد. "ماجرای دریفوس" یكی از بحران‏های بزرگ فرانسه در سال‏های پایانی قرن نوزدهم بود.
در سال 1894 یك افسر یهودی به نام "آلفرد دریفوس" به اتهام تحویل مدارك سرّی به آلمانی‌‏ها،در دادگاهی نظامی به حبس ابد محكوم شد. در جریان محاكمة این افسر، موجی از احساسات ضدیهودی، اروپا را فرا گرفت و تا پنج سال بعد كه مشخص شد "دریفوس" بی‏گناه بوده است، فضای تهدیدآمیزی، حیات شهروندان یهودی اروپایی را مختل كرد و از سوی دیگر مجادلات سیاسی، فرهنگی و نژادی در روزنامه‏ها میان "طرفداران دریفوس" و "دشمنان دریفوس" چنان بالا گرفت كه آشفتگی‏های ناشی از آن، نظام حاكم بر فرانسه را هم مورد تهدید قرار داد.
در همین ایام تب‏آلود است كه "هرتسل" تمامی فعالیت‏های ادبی، سیاسی و حقوقی خود را رها كرده و با احساس مسؤولیت در برابر وضعیت یهودیان، در پی چاره‏جویی برای آنان می‏افتد. كتاب "دولت یهود" سه سال پیش از "تبرئة دریفوس" و در اوج فضای ضدیهودی منتشر شد و با توجه به این كه مسألة یهودیان، در رأس اخبار اروپای غربی قرار داشت، بازار پُررونقی پیدا كرد. امتیاز بزرگ كتاب كوچك "هرتسل"، پروراندن و پختن طرح ابتدایی "ایجاد یك حكومت یهودی" بود كه از ابتدای قرن، بارها توسط پیروان جنبش صهیونیزم مطرح شده بود. "هرتسل" نقشة خود را از نمونه‏های كمپانی‏های استعماری انگلیسی الهام گرفته بود و به همین منظور به "سسیل رودز" یكی از معروف‏ترین استعمارگران انگلیسی هم مراجعه كرد. هرتسل در سال 1902 در نامه‌ای به رودز، می‏نویسد:
"خواهش می‏كنم برای من نامه‏ای بنویسید و بگویید كه برنامة مرا [در كتاب دولت یهود] بررسی كرده و آن را تأیید می‏كنید. آقای رودز! شما از خودتان می‏پرسید كه چرا به شما مراجعه می‏كنم، باید بگویم به این علت كه برنامة من نیز، یك برنامة استعماری است."
نقطة آغاز حركت "هرتسل" برای تحقق آرمان‌هایش در كتاب "دولت یهود"، كسب یك مجوز و فرمان استعماری از سوی یك قدرت غربی بود كه نقشه او را تضمین كند. "هرتسل" از اوایل فعالیت‏های صهیونیستی خود، منحصراً به فلسطین متوجه نبود. طبق ادبیات خاص استعماری در آن زمان، مسأله فقط عبارت بود از یافتن "یك فضای خالی"، یعنی یك سرزمین تحت سلطة غرب، كه بتوان در آن هیچ حسابی برای جمعیت بومی باز نكرد.
برای "هرتسل"، سرزمین فلسطین یكی از امكانات در بین بقیه بود. او با ذكاوت سیاسی خاصی، انگشت روی نقاطی می‏گذاشت كه باعث تحریك طمع‏های استعماری قدرت‏های استعمارگر شود و پیرامون آن سرزمین، به مذاكرات و گفتگوهای پیگیر و سماجت‏آمیز دست می‏زد و با زبانی به مذاكره با سران این قدرت‏ها می‏نشست كه عطش استعماری آنان را دوچندان كند. به عنوان نمونه، "هرتسل" در ژانویه 1904 طی دیداری با "ویكتور امانوئل" پادشاه ایتالیا، به او گفت: "اگر او بتواند سلطان عبدالحمید را راضی به قبول حق خودمختاری صهیونیست‏ها در فلسطین كند، صهیونیست‏ها هم در عوض به ایتالیا كمك خواهند كرد تا بتواند لیبی را به اشغال خود درآورد".
وی در كتابش هم صراحتاً به وسوسة استعمارگران پرداخته و می‏نویسد: "برای اروپا، ما قراول و نگهبان پیشرفتة تمدن، در برابر بربریت خواهیم بود."
شهرتی كه كتاب "دولت یهود" برای وی فراهم كرد، برایش امكان برقراری ارتباطی وسیع با نخبگان سیاسی، اجتماعی و اقتصادی یهودی را در سراسر عالم ایجاد كرد. او پیشنهاد برقراری یك كنفرانس بین‏المللی از صهیونیست‌ها را مطرح كرد و با پیگیری مصرّانة خود، یك سال پس از انتشار كتابش، این كنفرانس را در شهر "بال" واقع در سوییس برگزار كرد.
اولین "كنگرة صهیونیست‏ها" با شركت حدود 200 نماینده از تقریباً تمامی كشورهای غربی در تاریخ 29 اوت 1897 افتتاح شد و در همان ابتدای كنگره، "هرتسل" به ریاست آن انتخاب شد. طبیعی است كه دستور جلسه این كنگره، محتویات كتاب "دولت یهود" بود. "هرتسل" دربارة این كنگره نوشته است:
"اگر بخواهم "كنگرة بال" را در یك كلمه جمع كنم، باید بگویم كه در بال، من كشور یهود را بنیان گذاشتم. این را علنی نخواهم گفت، چون اگر امروز چنین بگویم، جهان به من خواهد خندید اما شاید در عرض پنج سال و مسلماً پنجاه سال آینده، همگان كشور یهود را خواهند دید."
این كه درست 50 سال بعد از "كنگرة بال"، دولت اسرائیل اعلام موجودیت كرد، نشانة غیب‌گویی "هرتسل" نیست، بلكه از مطالعات عمیق او و محاسبات دقیق و نبوغ‏آمیزش پیرامون روابط استعماری جهان حكایت می‏كند.
اعلامیه‏ای كه در پایان "كنگرة بال" صادر شد، تقریباً به صورت اساسنامة حركت آینده "جنبش صهیونیزم" تا دورة موسوم به "قیمومیت فلسطین" درآمد. نظر به اهمیت این اعلامیه، متن آن را در زیر می‏آوریم:
"هدف صهیونیزم، تأسیس موطنی برای مردم یهود در فلسطین است كه قانون، امنیت آن را تأمین كند. كنگره برای دست یافتن به این هدف، وسایل زیر را پیشنهاد می‏كند:
1- تسریع مستعمره كردن فلسطین توسط كارگران كشاورزی و صنعتی یهود به روال مناسب
2- سازمان‌دهی و گردآوری تمامی یهودیان به وسیلة مؤسسات خاص محلی و بین‏المللی، متناسب با قوانین هر كشور
3- تقویت و بارور كردن احساسات و وجدان ملی یهود
4- برداشتن گام‏های مقدماتی مورد لزوم جهت كسب رضایت حكومت [عثمانی] برای رسیدن به هدف صهیونیزم".
علی‏رغم این اعلامیه، "هرتسل" تمامی تلاش‏های دیپلماتیك خود را جهت عملی كردن "موطن یهود" بر روی فلسطین متمركز نكرد. او تمام سال‏های باقی‌ماندة عمرش را به سفر و ارتباط‌گیری با كانون‏های قدرت سیاسی و اقتصادی اروپا و دربار عثمانی گذراند. او كه در كتاب "دولت یهود"، میان آرژانتین و فلسطین مردد بود، پس از كنگرة بال، تماس‏های مستقیم و غیرمستقیم با سلطان عثمانی برقرار كرد و سعی كرد رضایت او را برای در اختیار گرفتن "فلسطین" جلب كند. در سال 1896 "هرتسل" از طریق یك واسطة نزدیك به سلطان عثمانی، به او پیشنهاد فروش فلسطین به یهودیان در ازای دریافت بیست میلیون لیرة عثمانی را ارائه كرد. پاسخ سلطان عثمانی، "عبدالحمید دوم" از این قرار بود:
"اگر هرتسل به همان اندازه كه تو دوست من هستی، دوست تو باشد، به او نصحیت كن كه در این راه، گام پیش ننهد. من نمی‏توانم یك وجب از سرزمینم را بفروشم، چون این كشور تنها متعلق به من نیست، بلكه به ملت من تعلق دارد. افراد ملتم این امپراتوری را با نثار خون خود به دست آوردند و آن را با خون خود آبیاری كردند و پیش از آن كه كسی به آن دست‏اندازی كند، آن را با خون خود رنگین خواهیم كرد. بهتر است یهودیان میلیون‏ها ثروت خود را نزد خودشان نگه دارند. اگر امپراتوری سقوط كرد، شاید یهودیان بدون پرداخت هیچ‏گونه وجهی، فلسطین را به دست آورند لیكن این سرزمین تقسیم نخواهد شد؛ مگر بر پیكر مردة ما و هرگز اجازه نخواهیم داد كالبد [زندة] ما را بشكافند" (فحوای این پاسخ، به خوبی نشان می‏دهد كه طنین "ناقوس مرگ قریب‏الوقوع عثمانی" به گوش سلطان آن هم رسیده است)
جواب سلطان، "هرتسل" را ناامید نكرد. این یهودی سرسخت پس از پنج سال تلاش مداوم، موفق شد با واسطه كردن یكی از امرای اروپایی كه به سلطان عثمانی بسیار نزدیك بود، در تاریخ 18 مه سال1901 شخصاً به دیدار "عبدالحمید دوم" برود و حضوراً درخواست پیشین خود را مطرح كرده و پیشنهاد رشوه‏ای به مبلغ "پنج میلیون لیره طلای انگلیس" به شخص سلطان را بدهد اما عبدالحمید، خشمگین شد و دستور اخراج "هرتسل" را از كاخ سلطنتی صادر كرد. "هرتسل" پیشنهادات وسوسه‏انگیز دیگری نیز از سوی صهیونیست‏ها به سلطان ارائه داد، از جمله: "تأسیس ناوگان دریایی عثمانی، كمك به سلطان در تنظیم سیاست اروپایی وی، تأسیس دانشگاه عثمانی در بیت‏المقدس تا دیگر نیاز به اعزام دانشجو به اروپا نباشد، بازپرداخت كلیه بدهی‏های دولت عثمانی، تقدیم كمك‏های مالی جهت اجرای طرح‏های عمرانی و پرداخت مالیات سالانه برای كمك به دولت جهت سر و سامان بخشیدن به اوضاع درهم ریخته اقتصادی. اما "عبدالحمید دوم" علی‏رغم شرایط بسیار دشوار حكومتش، دست صهیونیست‏ها را پس زد.
مخالفت تاریخی سلطان عثمانی، "هرتسل" را به سوی گزینه‏های دیگر متوجه كرد كه عبارت بودند از "عراق و بین‏النهرین"، "قبرس"، "العریش" (واقع در صحرای سینا)، "اوگاندا"، "كنگو" و "موزامبیك".
در حین این تلاش‏ها، "كنگرة صهیونیست‏ها" هر ساله برگزار می‏شد و شرایط و پیشنهادات جدید را مورد بررسی قرار می‏داد. "هرتسل" در سوّم جولای سال1904 بر اثر یك بیماری صعب‏العلاج مرد و فرجام تلاش های خود را ندید.
"هفتمین كنگرة صهیونیست‏ها" یك سال پس از مرگ "هرتسل" برگزار شد و سرانجام با رد كردن تمامی گزینه‏های دیگر برای برپایی "دولت یهود"، نوك پیكان "صهیونیزم جهانی" را متوجه سرزمین فلسطین كرد و به این ترتیب باید آغاز روند قطعی اشغال فلسطین را سال 1905 دانست.




طبقه بندی: فلسطین، صهیونیسم، رژیم صهیونیستی،
برچسب ها: صهیونیسم،
[ پنجشنبه 1390/06/17 ] [ 01:42 ب.ظ ] [ دلی منتظر ظهور ]
درباره وبلاگ

آمار سایت
لوگوی همکاران
خبرنگار ضد ماسون

جهاد نرم افزاری


مجمع تحقیقاتی جهاد اسلامی

کلیک کنید