تبلیغات
آیپاک

همایت از ما
لوگو در برابر لوگو

در اواخر 1906 م، حدود ده نفر از فراماسونرهای ایرانی و فرانسوی عضو لژهای ­فرانسوی تصمیم به ایجاد لژی در تهران گرفتند. دربارۀ تاریخ دقیق تأسیس آن، نظریات مختلفی ابراز شده است، اما بایگانی شرق اعظم در پاریس  اعلام می‌دارد كه یك لژ موقتی در 1906 م در تهران تأسیس شد و در 6 نوامبر 1907 از سوی شرق­ اعظم به رسمیت شناخته و سند شناسایی رسمی آن در 21 نوامبر به تهران ارسال شد. كه می‌توان دلایل زیر را برای شكل گیری و در مرحله بعد ثبات لژ بیداری در ایران برشمرد.


-وجود حكومت ­استبدادی و رواج اختناق در كشور كه مانع بروزحركت­های سیاسی به شكل معقول و منطقی می‌شد.
2-  رواج افكار ترقی­جویانه و آزادی­خواهانه در میان روشنفكرانی كه با تمدن ­غربی آشنایی یافته­بودند.
3-  رواج فعالیت‌های سیاسی مخفی در قالب انجمن‌ها و كمیته‌های پنهانی به واسطه نبود امنیت برای فعالیت‌های سیاسی و اصلاح طلبانه.
4-  بی­توجهی روشنفكران ­ایرانی به رویۀ استعماری تمدن ­غرب و تلاش ایشان برای نزدیكی هر چه بیشتر به این تمدن تا حد تحلیل رفتن در آن.
5-  ترویج فعالیت‌های ماسونی و شبه ماسونی از سوی افرادی چون میرزاملكم­خان ­ناظم­الدوله، عباسقلی­خان آدمیت، و... .
6-  سود جستن ماسونهای ایرانی از گرایش مردم ایران به اعتقادات طریقتی و تصوف با توجه به شباهت‌های موجود میان آیین‌های ماسونی و طریقتی كه تشكیل انجمن ­اخوت نمونه چنین حركتی است.
7-  ضعف روزافزون حكومت قاجار در آغاز قرن ­بیستم و كمرنگ شدن تسلط دولت بر تمام شئون جامعه.
8-     گسترش روزافزون نفوذ فرهنگی دولت ­فرانسه در تمام كشور.
9-  گسترش فعالیت‌های كمیتۀ­ جهانی­ یهود در ایران كه همدوش با نفوذ فرهنگی فرانسه صورت می‌گرفت.
10- رواج افكار غیردینی(لائیك): جهان ­وطنی ودر عین حال باستان گرایانه در میان روشنفكران ­ایرانی كه نمونه آنها را در آثار افرادی چون فتحعلی ­آخوند­زاده و...می‌توان دید.
11- زیاد شدن تعداد آن دسته از ماسون‌های ­ایرانی كه در لژهای خارج از كشور به مسلك فراماسونری درآمده و به مدارج استادی رسیده بودند.
12- ارائه یك هویت فرانسوی به لژ بیداری ایران به جای هویت انگلیسی كه ورود به آن را برای روشنفكران ­ایرانی راحت‌تر می‌كرد.
13- ناسالم بودن نظام ارتقاء طبقات اجتماعی در كشور، و نحوۀ اعطای مشاغل و مناصب دولتی كه موجب مِی‌شد افراد با طمع ملی مدارج ترقی وارد لژ بشوند تا از مزایای وابستگی به گروههای صاحب نفوذ بهره‌مندگردند.
 
بنیان‌گذاران و اعضای لژ بیداری
  بنیان­گذاران لژ در 29 نوامبر 1906 م در خانه حكیم­الملك گردهم­آمدند كه اعضای نخستین هسته آن عبارت بودند از: ژان­باتیست­ لومر، رئیس دسته موسیقی ارتش وقت ایران(استاد و رئیس­ لژ)، ژولین­بوتن: مهندس ضرابخانه تهران(ناظر اول لژ)، میرزا­سعید انتظام­السلطنه، كارگزار و رئیس پلیس پیشین دولت(ناظر دوم لژ)، ابراهیم­خان حكیم­الملك(سخنگوی لژ)، پل­هنری مورل، سر دبیر روزنامه ندای ایران(دبیر لژ)، ثقة­الملك، مشاور سفارت(خزانه دار لژ)، عبدالله­میرزا، افسراتاق شاه(مهماندار لژ) حاجی سیاح محلاتی، تاجر و نویسنده سفرنامه حاجی سیاح(كارپرداز لژ)، و سه نفر دیگر كه سمتی در لژ نداشتند عبارت بودند از: ابوالفتح خان، دانشجو، محمد­حسن­خان شیخ­الملك سیرجانی، آموزگار و ژنرال میرزا فضل­الله خان  لواء­الملك، از فراماندهان ارتش وقت.
  بر اساس استاد شرق اعظم، نامه 1908 م، هفت نفر دیگر با رتبه درجه یك به عضویت لژ درآمدند كه اسامی شش تن از آنان عبارت بود از: سید حسن تقی زاده، میرزا علی اكبر دهخدا، معتضد السلطنه، محمد علی فروغی ذكاء‌الملك و میرزا صادق خان امیری معروف به ادیب الممالك فراهانی.كه فراهانی قصیده‌ای 530 بیتی دربارۀ تاریخ آیین فراماسونری سرود. او در این شعر می‌كوشید میان مفاهیم مذهب تشیع و فراماسونری رابطه برقرار كند.
  بین سال‌های 1907 تا 1914 م تعداد زیادی از شخصیت‌های سیاسی كشور به عضویت لژ درآمدند. به نظر ساباتین، در تاریخ فراماسونری در جهان، به ندرت می‌توان لژی پیدا كرد كه این تعداد از شخصیت‌های سیاسی یك كشور را به خود جلب كرده باشد. از جمله می‌توان به شخصیت‌هایی چون معزر­الملك، مستوفی­الممالك، وثوق­الدوله، كیخسرو شاهرخ زرتشتی، صنیع­الدوله، صمصام­السلطنه بختیاری، حسن پیرنیا مشیر­الدوله، مخیرالسلطنه و ادیب­السلطنه اشاره كرد كه به طور كلی تا پایان كار لژ حدود 173 نفر عضو لژ بیداری شدند.
  ریاست لژ نیز پس از 1907 م دستخوش تغییراتی شد. در فوریه همان سال، "ژان باتیست لومر" فوت كرد و "پل هنری مورل" جانشین وی شد. در 1910 م، ریاست لژ به "پل كومیو" استاد پزشكی در دارالفنون واگذار شد و پس از  وی نیز به "شارت لات" منتقل گردید. نامبرده نیز  تا 8 دسامبر 1913 م كه به اروپا بازگشت، ریاست لژ را عهده‌دار بود و از آن پس ریاست لژ به محمدعلی فروغی ذكاء الملك واگذار گردید و او نیز تا 1922 م رئیس لژ بود.
 
نقش لژ بیداری ایران در دستگاههای دولتی
  لژ بیداری ایران در بسیاری از دستگاههای دولتی كشور از نفوذ و قدرت عمل بالایی برخوردار بوده است. بسیاری از رؤسای دولت در این لژ عضو بوده‌اند و وزارتخانه‌های متعددی زیر نظر وزرای ماسون اداره شده است. در این میان دو وزارت خانه امور خارجه و عدلیه تقریبا همیشه زیر نظر وزرای ماسون اداره شده است. به عنوان مثال می‌توان به استخدام "آدولف پرنی" دادیار دادستان پاریس به عنوان مستشار وزارت عدلیه اشاره كرد كه با تقاضای حسن پیرنیا (وزیر عدلیه) و حمایت گرانداوریان فرانسه صورت گرفت. كه پرنی به همراه حسن پیرنیا، محمد علی فروغی و سید نصر­الله تقوی آیین دادرسی و جزایی ایران را در 506 ماده تهیه كردند كه این امر بیانگر نفوذ بالای افراد عضو لژ بیداری در شئون مملكتی است. همچنین نگاه به تركیب كلی كابینه‌هایی كه هم زمان با حیات لژ بیداری ایران فعالیت كرده‌اند مؤید این ادعاست. علاوه بر این شواهدی زیادی در دست است كه مطابق آن لژ بیداری ایران در تعیین حكام و مأموران دولتی ولایات نیز تأثیر فراوانی داشته است. كه از جمله دیگر تأثیرات لژ بیداری می‌توان به تدوین قانون اساسی مشروطه و منحرف كردن مسیر نهضت مشروطه اشاره كرد.
 
انحلال لژ بیداری ایران
  بر اساس اسناد و مدارك فعالیت لژ بیداری ایران تا اواخر سال 1914 م محرز است. اما اگر در پی تاریخ انحلال لژ باشیم، تعیین دقیق آن مشكل است. ولی با وجود اسناد و مدارك می‌توان حدس زد كه این واقعه در اواسط سال 1915 م(اوایل 1334 ق) روی داده باشد.
  اصلی ترین دلیل انحلال لژ را نیز باید وقوع جنگ جهانی اول دانست یا اشغال خاك فرانسه فعالیت گرانداوریان عملاً تعطیل شد و اعضای اصلی  آن پراكنده شدند.
  قطع ارتباط با لژ مادر بزرگترین ضربه بر پیكر لژ بیداری ایران بود. گسترش دامنۀ جنگ، ایران را نیز بی نصیب نگذاشت. علیرغم اعلام بی طرفی از سوی دولت ایران، دول متفقین و آلمان و متحدانش هر یك از سویی به منظور جلب همكاری ایران و استفاده از امكانات این كشور در جنگ فشارهای خود را بر دولت ایران افزایش می‌دادند. و در این میان بی مهاباترین دولت بیگانه، یعنی روسیه خاك ایران را برای چندمین بار مورد تجاوز قرار داد. این وقایع جملگی به زد و خوردهای داخلی و مهاجرت سیاسیون ایران، كه ماسونها بخش مهمی از ایشان را تشكیل می‌دادند،به قم، كرمانشاه و اسلامبول منجر شد و بدین ترتیب حلقه ماسونهای ایرانی از هم پاشید و نخستین لژ فراماسونری رسمی در ایران منحل شد.
  بنابراین می‌توان نتیجه گرفت كه با آغاز جنگ جهانی اول لژ بیداری ایران در یك روند استهلاكی وارد شد و فعالیت آن اندك اندك رو به ضعف گذاشت و در نهایت به تعطیلی انجامید. به احتمال زیاد همزمان با شروع نخستین حركتهای مهاجرت در محرم 1334ق(نوامبر 1915) لژ بیداری ایران عملاً منحل شده بوده است. طولانی شدن جنگ و دور ماندن برخی مهره‌های اصلی لژ از پایتخت، موجب شد كه لژ بیداری ایران امكان شكل گیری مجدد نیابد. سرنوشت فراماسونری نوپای ایران حكم می‌كرد كه این سازمان حیات خود را در قالب لژهایی دیگر كه هر یك ویژگی‌های خاص خود را داشتند، ادامه دهد.


طبقه بندی: فراماسونری و کابالا،
برچسب ها: فراماسونری،
[ چهارشنبه 1390/09/30 ] [ 10:42 ب.ظ ] [ دلی منتظر ظهور ]
درباره وبلاگ

آمار سایت
لوگوی همکاران
خبرنگار ضد ماسون

جهاد نرم افزاری


مجمع تحقیقاتی جهاد اسلامی

کلیک کنید