تبلیغات
آیپاک

همایت از ما
لوگو در برابر لوگو





نظر دین جین درباره زندگی پس از مرگ مشابه به دیدگاه دین هندویی است. انسان از روحی فناناپذیر در درون خود برخوردار است که با مرگ جسمانی نمی میرد. بلافاصله پس از مرگ بدن جسمانی، روح به بدن جدیدی نقل مکان می کند. انتقال به بدن جدید با تمام شرایط آن، به «کارماها»ی زندگی قبلی بستگی دارد. هر چیزی از حیات خانوادگی، وضعیت جسمانی، موقعیت اقتصادی و اجتماعی و ... جدید به کارماهای گذشته فرد وابسته است و بر اساس آنها تعیین می شود. کارماهای کاملاً بد مانند آن کارماهایی که با اغراض گناه آلود، خدعه، احساس دلبستگی شدید و غیره انجام گیرند، به تولد انسانی منتهی می شوند. «گوتراکارما» و «ناماکارما»هایی وجود دارند که به ترتیب تولد خانوادگی و ساختمان بدنی را تعیین می کنند.

ادامه مطلب را هم ببینید




ادامه مطلب

[ پنجشنبه 1390/10/29 ] [ 11:59 ق.ظ ] [ دلی منتظر ظهور ]
سه‌ چهره‌ سرشناس‌
در میان‌ فیلسوفان‌ ایرانی‌، شماری‌ را می‌توان‌ «انسان‌ مداران‌ اسلامی‌» خواند؛ یعنی‌ فهرستی‌ که‌ عموماً ابن‌مسکویه‌، ابوحیان‌ توحیدی‌ (متوفی‌ به‌ سال‌ 399/1009) و استادش‌ ابوسلیمان‌ سجستانی‌ (1) (متوفی‌ به‌ سال‌ 372/981) و بسیاری‌ از چهره‌های‌ فرعی‌ آن‌ عصر را در برمی‌گیرد. دلیل‌ اینکه‌ چرا چنین‌ عنوانی‌ (برای‌ این‌ اندیشمندان‌) به‌ کار رفته‌ است‌ بیشتر با خصوصیت‌ اندیشه‌ای‌ که‌ این‌ اندیشمندان‌ مطرح‌ کرده‌اند مناسبت‌ دارد که‌ ظاهراًاز بسیاری‌ آثار اسلاف‌ و اخلاف‌ ایشان‌ جسورانه‌تر و بی‌پرده‌تر است‌. آنها ظاهراً مقام‌ دین‌، و حتی‌ مقام‌ اسلام‌، را خفیف‌ شمرده‌اند، البته‌ بدون‌ آنکه‌ اهمیت‌ آن‌ را انکار کنند، و وظیفه‌ی‌ خود را مبتنی‌ بر تحلیل‌ انسان‌ بماهو انسان‌ در تقابل‌ با انسان‌ بماهو مسلمان‌ قلمداد کرده‌اند. آثار ایشان‌ در موارد زیادی‌ نشان‌ می‌دهد که‌ برای‌ عقل‌ محض‌ اهمیتی‌ فراتر از آنچه‌ در نزد بسیاری‌ از فلاسفه‌ یافت‌ می‌شود قایلند. این‌ اندیشمندان‌ در زمانی‌ مشغول‌ به‌ کار بودند که‌ فرهنگ‌ عالم‌ اسلامی‌ اعتماد به‌ نفس‌ فراوانی‌ داشت‌ و بغداد مرکز فعّال‌ تمدنی‌ گسترده‌ دارای‌ صحنهای‌ متعدد با خدمه‌ی‌ رسمی‌ و طلاب‌ علوم‌ بوده‌ است‌. نیمه‌ی‌ دوم‌ قرن‌ چهارم‌ / دهم‌ که‌ آل‌بویه‌ حکومت‌ را در اختیار داشتند شاید نقطه‌ی‌ اوج‌ چیزی‌ باشد که‌ می‌توان‌ آن‌ را «انسان‌ مداری‌» نامید. از آن‌ پس‌ جمّ غفیری‌ از محصّلان‌ مختلف‌ برغم‌ پیش‌ زمینه‌ها و تعهدات‌ دینی‌ گوناگون‌ به‌ «علوم‌ الاوایل‌» و زبان‌ مشترکی‌ که‌ درباره‌ی‌ آن‌ تبادل‌ افکار گرایش‌ یافتند. برخی‌ از مفسّران‌ این‌ عصر، مانند نتون‌ (2)، مکتب‌ فلسفی‌ فارابی‌ را پیشرو دانسته‌اند و نفوذ فارابی‌ به‌ راستی‌ از اهمیتی‌ عظیم‌ برخوردار است‌. یقیناً سرلوحه‌ی‌ این‌ عصر به‌ دست‌ او رقم‌ خورد و سزاوار است‌ سلسله‌ سندی‌ را مورد توجه‌ قرار دهیم‌ که‌ او را به‌ عصری‌ که‌ بر تحلیل‌ آن‌ مشغولیم‌ متصل‌ کرده‌ است‌.

::ادامه مطلب را هم ببینید::

ادامه مطلب

[ یکشنبه 1390/10/25 ] [ 10:03 ب.ظ ] [ دلی منتظر ظهور ]
آنچه در این متن خواهید خواند بررسی فرقه فریسیان مشهور یهودی است که سابقه تاریخی دارد و الا اخیرااعضای این فرقه  افزایش یافته اند که از شمار خارجند .
همه دینها پس از اندك زمانی فرقه‏ های متعدد پیدا می‏ كنند. مسائل اجتماعی و تنوع‏ مشربها، فرقه‏ ها را پدید می‏آورد.برخی از این فرقه‏ ها نیرومند و برخی ناتوانند،همچنین‏ فرقه‏ هایی پر جمعیت و فرقه‏هایی كم جمعیت هستند.
فرقه‏ های شناخته شده یهود پس از بازگشت از بابل پدید آمده‏اند و درباره فرقه‏های‏ قدیمتر اطلاع چندانی در دست نیست.
1. فریسیان‏:
كلمه فریسی در عبری،به معنای عزلت طلب است.این لقب بر جدایی و امتیاز آنان‏ دلالت دارد.این فرقه دو قرن قبل از میلاد پدید آمد و تاكنون هم اكثریت یهودیان از آن‏ هستند.اصل این فرقه به فرقه حسیدیم(به معنای پارسایان) بر می‏ گردد. فرقه حسیدیم‏ سه یاچهار قرن قبل از میلاد برای زدودن آثار بت‏پرستی و انحراف میان یهودیان پدیدآمد.آنان در جنگهای مكابیان شركت داشتند و در راه دین جانبازی كردند و شهید شدند.
در قرن هجدهم نیز موج تازه‏ای به نام حسیدیم میان یهودیان شرق اروپا پیدا شد كه ازاین حركت الهام می‏ گرفت.

فریسیان یك قرن قبل از میلاد از میان حسیدیم برخاستند.آنان از نظر فكری با صدّوقیان تضاد و مخالفت روشنی داشتند.این فرقه خدا را از جسم و صفات جسمانی‏ منزه می‏دانست.همچنین در مسائل مربوط به اراده آدمی راه میانه‏ای را پذیرفته بود و نیز رستاخیز مردگان و دادگاه عدل الهی را می‏پذیرفت و به عبادت از قبیل نماز و غیره‏ اهمیت می‏داد.فریسیان در جامعه یهود موقعیت خوبی به دست آوردند و اكثریت تابع‏آنان شدند.

فریسیان علاوه بر عهد عتیق كه تورات مكتوب نامیده می ‏شد، به تورات شفاهی نیزمعتقد شدند.تورات شفاهی گفته ‏های حكیمانه دانشمندان یهود است كه به عقیده آنان‏ نسل به نسل از زمان حضرت موسی(علیه السلام)برای قوم یهود باقی مانده است.این گفته ‏ها در فاصله قرن دوم تا پنجم میلادی، در كتابی بسیار بزرگ به نام تلمود جمع آوری شده و زیربنای فكر و اعتقاد بنی ‏اسرائیل قرار گرفته است. پس از این،در باب آن سخن خواهیم گفت.

فریسیان دارالعلم های مختلفی تشكیل دادند و اوقات خود را صرف مطالعه در دقایق‏ تورات كردند و نكته ‏های تازه‏ای به دست آوردند. به عقیده آنان در تورات حتی یك‏ حرف كم یا زیاد یا بی‏ مورد و فاقد معنا و مقصود نیست، بلكه درون هر حرف و كلمه ‏ای‏ اسراری نهفته و رموزی خفته است.

امور داخلی یهود در فاصله بازگشت از بابل تا خرابی دوم شهر قدس در دست حاخام های فریسی و گاهی صدّوقی بود.همچنین آنان با حضرت عیسی مسیح(علیه السلام)بسیار مخالف بودند و برای تصلیب او تلاش كردند.نام فریسیان به تكرار،در اناجیل چهارگانه‏ آمده است.

منبع (ک.ادیان بزرگ نوشته.حسین توفیقی)





[ شنبه 1390/10/24 ] [ 07:33 ب.ظ ] [ تیمسار ]
با توجه به مفهوم خدا، آن گونه که در سنت های دینی وجود دارد، می تون به خوبی این تصور را بدست آورد که جز دین بودایی و جین که اساسا معتقد به خدا نیستند و همچنین بخشی از هندوئیسم که یا منکر خدا و یا غیر الهی است، تمام ادیان دنیا ماهیتی توحیدگرا دارند. برخی از آنها (برای مثال اسلام و یهودیت) بر خصوصیت توحیدی خود بیشتر تأکید دارند. به نظر می رسد نکته کلی وحدت میان ادیان این است که اغلب (تقریبا همه) آنها یا بسیار سخت یا تا حدی ملایمتر تنها به یک خدای خالق، عالم و قادر متعال معتقدند، اگرچه این خدا ممکن است تجلیات و جنبه های متفاوتی داشته باشد. به هر حال، این نکته را نمی توان نادیده گرفت که ادیانی در عالم وجود دارند که یا اصلا به خدا معتقد نیستند (همچون دین بودایی اولیه و دین جین و همچنین برخی صورتهای هندوئیسم) و یا به خدای خالق معتقد نیستند (همچون دین بودایی و جین در اشکال متأخر آنها) و یا به خدای متشخص اعتقاد ندارند (مانند ادویته و یا جنبه مطلق گرای هندوئیسم). نکته قابل توجه در آیین بودا مسأله «~نیروانا~» است که هدف مهم و اصلی در این آیین رسیدن به آن حالت می باشد. برخی آن حالت را آزادی مطلق معرفی نموده و گفته است که انسان پس از مهار کردن فعالیت غرایز حیوانی و چشم پوشی از لذایذ به آن می رسد که در اصطلاح ~صوفیه~ به آن فنا گفته می شود. البته از دیدگاه آیین بودایی این حالت بدان معنا نیست که سالک به این مرحله به شعاع الهی برسد.



بقیه مقاله در ادامه مطلب

ادامه مطلب

برچسب ها: بودیسم،
[ پنجشنبه 1390/10/22 ] [ 10:43 ق.ظ ] [ دلی منتظر ظهور ]
مفهوم خداوند در آیین بودا
در متون بودایی تا جائیکه بررسی شده هیچ گونه اشاره ای به شناسایی خالق جهان و یا پرستش آن مطلبی ذکر نشده، و
بودا نیز ادعای رسالت و پیامبری نکرده است. لذا از نگاه پیروان آیین بودا، او فقط راهبری است که راه معرفت و سعادت را نشان می دهد. و از وجود مافوق طبیعت که ازلی و ابدی است و خالق و صانع آسمان ها و زمین می باشد و سرنوشت افراد انسانی را در قبضه داشته و قاضی حاجات و مجیب دعوات باشد بحثی به میان نیاورده است». خدایان که در هند مورد پرستش بوده اند از دیدگاه بودا خود فناپذیر و موجودات ناپایداری هستند و کم ترین اثری در حال آدمیان ندارند، فلذا پرستش و عبادتی هم برای آن ها منظور نمی شود. دانشمندان بودایی خدای برهمایی را خدای مغرور و خودبین می شناسند، بخصوص وقتی این خدا دربارة خودش حرف می زند، آن جا که می گوید: «من برهما هستم من خدای عظیم و والامقام هستم، پادشاه خدایانم، من خود زاده نشده ام و مخلوق نیستم، من جهان را خلق کرده ام، من حکمران و خداوندگار جهان هستم» و بودائیان به طور صریح می گویند: که جهان قدیم است و کسی آن را خلق نکرده است. و همچنین اعتقاد به بهشت و جهنم و حساب و جزا در آیین بودا وجود ندارد.


بقیه را در ادامه مطلب ببینید

ادامه مطلب

[ سه شنبه 1390/10/20 ] [ 11:02 ق.ظ ] [ دلی منتظر ظهور ]
محمد خلیل جواهری، استاد اعظم (لژهمایون) در اوائل تیرماه 1334 به تهیه مقدمات این لژ مشغول شد وبه ترجمه قانون اساسی، نظامنامه لژ پرداخت و آن را برای (پیر شره) استاد اعظم گراند لژ ناسیونال فرستاد. چون موافقت انجام گرفت، جواهری هفت تن از دست پروردگان خود راانتخاب وبه لژ ناسیونال معرفی کرد که در راس آنان دکتر احمد هومن قرار داشت. این عده همراه با (محمد ساعد مراغه ای) نخست وزیر وقت و محمود هومن در روز هفدهم مهرماه1334 به فرانسه رفتند و پس از ورود به (لژ کنفیانس)، مراسم و تشریفات افتتاح (لژ مولوی) را انجام دادند.


ادامه مطلب

[ دوشنبه 1390/10/19 ] [ 03:06 ب.ظ ] [ تیمسار ]

لژ خیام  دومین لژ فارسی زبان تابع < گراند لژ اسکاتلند >، بود که در سال 1341 در تهران تشکیل شد و اعضای آن تحصیل کرده ها و به اصطلاح روشنفکران بودند! افرادی که در مراسم افتتاح آن شرکت کردند و در پیشبرد اهداف ماسون ها موثر بودند، عبادتند از: احمدعلی آبادی – مرتضی رسا- هوشنگ رام- ناصر حداد- احمد توکلی- عباس اسفندیاری- ناصر یگانه- ایرج وحیدی- مصطفی نامدار و طاهر محمدی بودند.

لژنور
در روز سیزدهم خرداد ماه سال1346 در تهران تاسیس شد و مراسم افتتاح آن با خواندن سرود هایی از تورات و انجیل در حضور (کرستوفر اسحق فری)، ناظر اعظم لژ ناحیه ایران انجام گرفت. ریاست این لژ با (سید حسن امامی) فرزند (میرزا ابولقاسم امام جمعه) بود که در سویس به جرگه برادران ماسونی پیوسته بود.

منبع:ک.فراماسونری(نوشته اسماعیل رائین)






[ دوشنبه 1390/10/19 ] [ 02:28 ب.ظ ] [ تیمسار ]

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

آمار سایت
لوگوی همکاران
خبرنگار ضد ماسون

جهاد نرم افزاری


مجمع تحقیقاتی جهاد اسلامی

کلیک کنید